امروز تنها معني كه تونستم واسه زندگيم پيدا كنم تو تحمل سوزش آتيش سيگارروي لبام و نفس كشيدن براي گرفتن يه كام ديگه از سيگاري خلاصه مي شد كه توي مسير قبل از رسيدن به شركت روشن كردم ولي زياد ادامه نداشت بايد منتظر بمونم تا غروب خورشيد شروع شب و دوباره صبح سيگار.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment